شيخ حسين انصاريان
22
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
ملائكه بودند . « بَعْل » مظهر روح چشمهها و آبهاى زير زمين بود ، احياناً چاه آب پاكِ نشاط آور در صحراى خشك قابل پرستش بود . « غار » چون با خدايان و نيروهاى زير زمين ارتباط دارد ، مقدّس شناخته مىشد . بتخانهء « غبغب » در نخله از همين جا پيدا شد . « ذات انواط » كه به آن چيزهايى مىآويختند در نخله بود و سالها مردم مكّه زيارتش مىكردند . « ذوالشّرى » به صورت تودهاى از سنگهاى تراشيدهء سياه چهارگوش محترم بود . « روح زمين قابل كشت » خداى نيكوكارى است كه بايد قربانى به پيشگاه او نثار كرد . « روح زمين باير » شيطان شرور است كه بايد از آن بر حذر بود . علاوه بر خدايان عمومى ، هر يك از عربها در خانهء خود صنم يا نصيبى داشتند كه هر وقت به خانه مىرفتند دور آن طواف مىكردند و در هنگام مسافرت از آن اجازه مىگرفتند و آن را همراه خود مىبردند . عربها قسمتى از ميوه و محصول كشاورزى و نتيجهء چهارپايان خود را براى بتها قرار مىدادند ! « ازلام » چوبههاى تيرى بودند كه براى فال گرفتن و مشورت به كار مىرفتند . آنها در تعيين سرنوشت مردم نقش عمدهاى داشتند و حتّى در تعيين اين كه فرزند مشكوك به كدام پدر تعلّق دارد . اين چوبهها در برابر بت « هبل » قرار داشت و مراسم تحت نظر كاهنى انجام مىشد و نيز وسيلهاى براى قمار بازى با طرز خاصّى بود . روزى امرؤالقيس شاعر معروف براى انتقام خون پدر خود با ازلام فال گرفت و سه بار نفى آمد ، چوبههاى تير را به صورت بت پرت كرد و گفت : اى لعنتى ! اگر پدر